چکیده
نماز و اقامه واقعی آن یکی از سلاحهای مهم فکری و معنوی است که قرآن کریم در برابر تهدیدات فکری و فرهنگی دشمنان اسلام آن را مطرح نموده و بهرهگیری از آثار روانی نماز را در مقابله با جنگ نرم و زیر شاخههای آن از جمله تولید بهران و فتنه مطرح ساخته است.در این مقاله ابتدا به سیمای نماز در قرآن با مرور آیات پرداخته و آنگاه آثار روانشناختی نماز در مقابله با جنگ نرم شامل جهت بخشیدن به زندگی و هویتبخشی و بحرانزدایی،مقابله با آسیبهای اخلاقی،فرهنگی و اجتماعی،تقویت روحیه مسئولیتپذیری اجتماعی،تلقین ارزشها به فرد و جامعه آمده است.
سیمای نماز در قرآن
اهمیت و جایگاه نماز به عنوان یک وظیفه الهی در آیات متعدد قرآن کریم مطرح گردیده است.در ابتدا به آیات نماز در بزرگترین سوره قرآن یعنی سوره بقره پرداخته سپس به طرح سایر آیات در سوره دیگر قرآن با عنوان رابطه نماز و ولایت،نماز و مومنان،نماز و انبیاء و مخالفان نماز میپردازیم.
تاثیر نماز بر انسان
در قرآن کریم نماز به عنوان عبادت برتر،عامل موثری است در نجات انسان از غوطهور شدن در آلودگیها و منشأ مهمی است برای خودسازی فرد و جامعه.نمازی که با آگاهی، عشق،خشوع و اخلاص به جای آورده شود موجب طهارت روح و قرب الهی میگردد.قرآن دربارهء تأثیرات نماز در انسان میفرماید:
(انّ الانسان خلق هلوها.اذا مسّه الشّر جزوعا.و اذا مسّه الخیر منوعا.الاّ المصلّین الذین هم علی صلاتهم دائمون).
به راستی که انسان سخت آزمند و بی تاب خلق شده است چون صدمهای به او رسد عجز و لابه کند و چون خیری به او رسد،بخل ورزد،غیر از بندگان همان کسانی که بر نمازشان پایداری میکنند.
امام علی(ع)نیز دربارهء آثار نماز چنین میفرماید:«نماز به همه وجود انسان آرامش میبخشد.چشمها را خاشع و خاضع میگرداند.نفس سرکش را رام،و دلها را نرم و تکبر و خود بزرگبینی را محو میکند(نهج البلاغه، خطبه 196).
نماز انسان را از بسیاری مشکلات روحی و روانی و آلودگیهای اجتماعی مصونمیدارد.برخی از این مطالب در تحقیقات تجربی آمده است.نتیجه تحقیق در پژوهش نماز در میزان شیوع اضطراب در دختران دانشآموز مقطع دبیرستان شهر قم سال تحصیلی (79-78) نشان داد که همبستگی دو متغیر نماز و اضطراب(با اطمینان 99%) معکوس است یعنی آن دسته از افرادی که نماز میخوانند اضطراب کمتری دارند.
در پژوهش دیگری با عنوان«تأثیر نماز به عنوان یکی از ارکان اسلام بر سلامت جسمانی روانی مثل جوان که بر روی 93 نفر از دانشجویان صورت گرفت به این نتیجه رسیدند که بین دانشجویان نمازخوان و دانشجویانی که نماز نمیخوانند،از نظر سلامت جسمی و روانی تفاوت وجود دارد، یعنی نماز موجب سلامت روانی و جسمی و سلامت اجتماعی میگردد.
در پژوهش دیگری«تاثیر ابعاد مختلف نماز در تأمین و تقویت بهداشت روانی)بررسی شد و نتایج زیر بدست آمد:
الف)ابعاد علمی تاثیر نماز
1- تاثیر نماز در کاهش استرسها و دردها و افسردگی(از نظر آزادسازی اندروفینها از هیپوفیز)
2- تاثیر نماز در درمان بیماریهای مانند دیسکو.
3- دقت در مقدمات نماز از قبیل پاکیزه بودن لباس،مکان نمازگزار، وضو،غسل،تیمم از نظر تمرین و رعایت مسائل بهداشتی...
ب) ابعاد اعتقادی
1- بررسی اجمالی کلمات،جملات و آیات اذان،اقامه،ذکرها و دعاها و در هر رکعت و تمرینپیوستن به بی نهایت مطلق برای تطهیر روح انسان. 2-رعایت ارکان،واجبات و مستحبات نماز،پشتوانه عظیمی برای خداباوری و خداترسی
آثار روانشناختی نماز در مقابله با جنگ نرم
الف)جهت بخشیدن به زندگی
یکی از مشکلات عصر جدید،احساس روزمرگی و بیهودگی انسان است به این صورت که از درون عمیقا احساس پوچی و بیمحتوایی میکند و راههای شناخته شده مطمئنی فرا روی خویش نمییابد و یا آنها را نمیشناسد. فردریک مایریکی از دانشمندان تربیتی معتقد است:
این دوران،دوران سرخوردگی است. خوشبینی که از ویژگیهای مهم انسان بوده در اثر جنگها بحرانها و بورز خودکامگیها تضعیف شده و یا از بین رفته است و در عین حال بسیاری از اما احساس میکنیم که میان تهی هستیم.
از عوامل موثر در پیدایش این حالت روحی،فاصله گرفتن بشر از مذهب و رویکرد عجولانه و شتابنده او به علم پس از تجدید حیات علم در اروپاست. او به تصور جایگزینی علم و به جای مذهب کوشید تا پیوندهای دینی خود را بگسلد ولی در این راه ناکام شد و علم از عهده تامین خواستههای او برنیامده و دیگر جایگزینی برای آن وجود نداشت لذا از درون احساس خلاء،بیهودگی و پوچی نمود.
نماز پیوند میان آدمی و بینهایت است.رشتههای چنین ارتباطی از زمین به آسمان برقرار میشود و علاوه بر اتصال روح به مطلق وجود، انسان احساس پرمحتوی و معنا و سرشار و امتناع میکند.زیرا هر نوع ارتباطی بر انسان تأثیر معینی بر جای میگذارد و به همان میزان و متناسب با همان«تصویر فرد از خویشتن»نیز تغییر مییابد.
هراندازه کیفیت نماز متعالی باشد سرمایههایی که عاید جان آدمی میشود گرانسنگترخواهد بود.تا جائی که اولیای خدا،با نماز و یاد خدا،خود را نیازمند به چیز دیگری نمییافتند.
یکی از عواملی که زندگی را از حالت روزمرگی و پوچی خارجی نموده و به آن شادابی،تنوع و تحول خاصی میبخشد وجود برنامهای منجسم منظم برای ارتباط انسان و خدا در پنج نوبت شبانه روز است.پنج وعده ای که در حقیقت پنج میعادگاه ملاقات محب و محبوب میباشد هر نماز تا نماز بعد به انسان بهانهای برای زیستن دلیلی برای بودن می بخشد.گفتگوهای روزانه عاشق و معشوق،در آدمی این احساس را زنده میکند که تا زمانی که کسی را برای گفتگو و ارتباط حاضر میبیند زندگی قابل زیستن است به ویژه آنکه طرف گفتگو،محبوب دلها و هستی آفرین باشد از سوی دیگر چنین ارتباطی به نمازگزار تفهیم میکند که:
- عالم هستی چون مخلوق خدای تعالی است، دوست داشتنی می باشد.
- عالم هستی،بیهوده و بیمعنا خلق نشده است.قرآن کریم نیز بر این معنا تکیه دارد که: «افحسبتم انّما خلقناکم عبثا و انّکم الینا لا ترجعون».
- انسان نیز به عنوان زیرمجموعه عالم هستی،بیهوده و بیمعنا آفریده نشده است بلکه در خلقت او منظوری اساسی و مهم نهفته است.
- عبادت پروردگار به معنای وسیع آن که منتج به رشد و بالندگی و آدمی میشود از منظورهای و مقاصد اصلی خلقت انسان تلقی شده است به مصداق آیه شریفه «و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ لیعبدون».
ب) نماز سپر دفاعی در مقابل گناه
این واقعیت که آدمی،موجود آسیب پذیر بوده و خطر آسیبهای اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی او را همچنان تهدید میکند،مطلبی انکارناپذیر است.به ویژه در عصر حاضر که تقابل فرهنگها و اندیشهها در مواردی به نوعی تهاجم فرهنگی غرب علیه اسلام مبدل گردیده است.این مسئله از اهمیت بیشتری برخوردار میشود. ماهیت تهاجم فرهنگی،تقریبا بر همگان روشن است.اما شاید مکانیزم های اصلی و راهکارهای مقابله با آن، به این مقدار روشن نباشد. نمازیکی از موثرترین و مطمئنترین شیوههای مقابله با آسیبهای اخلاقی است.نماز از جهاتشناختی و نیز عاطفی،همچون سپر دفاعی نیرومندی عمل مینماید.از یک سو، نمازگزار با درک رابطه خویش با خدا از نسبت و رابطه موجودی بینهایت کوچک با بینهایت بزرگ آگاه شده و در محضر چنان بزرگی،به خود اجازه تخطی و جسارت به ساحت اقدس او را نمیدهد و به عبارت دیگر گناه نمیکند،زیرا گناه به معنای شکستن حدود و حریم الهی است و از جهت دیگر،چون خود را از همه ابعاد نیازمند به خداوند میبیند و او را «فعال ما یشاء»میداند سعی دارد تا رابطه خویش با خدا را با ارتکاب گناه از بین نبرد. زیرا براساس فطرت الهی اش درک میکند،هر علل خطاگونه ای که برای این رابطه اثر منفی بگذارد و آنرا تهدید نماید در حقیقت مانند آن است که منشأ خیرات و برکات زندگیش را مواجه با خطر جدی نموده باشد.
در همین زمینه،بیان حدیث ذیل از حضرت امام حسین(ع)مناسب به نظر میرسد:مردمی به حضور سید شهیدان آمد و گفت: «من مردی گنهکارم و نیروی مقاومت در برابر گناه ندارم مرا موعظه کن.
امام حسین (ع) فرمود:چهار کار را انجام بده و هرچه میخواهی گناه کن:
1- روزی خدا را نخور و هر چه خواهی گناه کن.
2- به جایی بور که خدا تو را نبیند و آنچه خواهی گناه کن.
3- هرگاه فرشته مرگ نزد تو آمد تا روحت را قبض کند، او را از خود بران و آنچه خواهی گناه کن.
4- هنگامی که مالک دوزخ، تو را روانه دوزخ کرده، از رفتن به دوزخ سرپیچی کن و آنچه خواهی گناه کن. (محمدی اشتهاری، محمد، گفتار دلنشین چهارده معصوم (ع)
در حقیقت نماز،همچون سپری است که نه تنها نمازگزار را از لغزشها و گناهالن در دنیا علاوه بر آن،او را عذابهای اخروی،مصون میدارد.در باب چگونگی حفاظت دنیوی،حدیث زیر را ارائه میشود.«از امام پنجم(ع) روایت شده است که فرمودند وقتی نمازگزار به نماز ایستاد،فرشتگان آسمان او را دربرمیگیرند و او در میان صفوف فرشتگان میباشد. چگونه است که همه فرشتگان مأمور حفظ انساناند؟از چه چیز؟از وسوسهها،از هیچ راهی حواس نمازگزار را به خود متوجه نکند،چون شیطان در کمین است.
ج) تلقین ارزشها
ظاهر و باطن آدمی،دو جلوه از یک حقیقت واحدند و تاثیر متقابلی بر یکدیگر دارند،به گونهای که نیات و انگیزههای درونی،در مواردی بر رفتار وی تجلی یافته و رفتارهای ظاهری نیز متقابلا به درون پر رمز و راز و روان انسان نفوذ میکند و به تدریج شخصیت او را متحول مینماید.کلام امیر المؤمنین مفید به نظر میرسد ایشان میفرمایند:«برای هر ظاهر و آشکاری،برابر آن،باطنو پنهانی است،پس آنچه نیکو باشد،باطنش هم نیکوست و آنچه را ظاهرش زشت و بد باشد باطنش نیز زشت و ناپاک است»(امیر المؤمنین علی (ع) نهج البلاغه، ترجمه فیض اسلام، ج 3، خطبه 153، ص 482)
تلقین به معنای افکندن،فهماندن مطلبی را به کسی گفتن و کسی را وادار به گفتن کلامی کردن میباشد. اگر آدمی مطلبی را به نفس خود القاء نماید،از روش«تلقین به نفس» استفاده نموده است و این یکی از روشهای تکوین اخلاقیات میباشد. علامه طباطبائی در بیان شیوههای ایجاد ملکات اخلاقی مینویسد انسان هر صفت دیگری که بخواهد از خود دور کند و یا در خود ایجاد کند راه اولش تلقین علمی و راه دومش تکرار عملی است. (طباطبائی، علامه سید محمد حسین، المیزان، ج 2، ص 301)
روش علمی تلقین به نفس بر این مبنا استوار است که آدمی،صفت مطلوبی را که منظور وی می باشد، در قالب یک جمله کوتاه،خبری و مثبت مانند «من فردی شجاع هستم»قرار داده و در زمان خاصی که از لحاظ بدنی در وضعیت آسودهای میباشد و از نظر روانی نیز تمرکز لازم را داراست چنین جملهای را چندین بار به خود تلقین میکند و در طول روز یا شب آن را تکرار مینماید.با تداوم چنین عملی در روز چندین بار به خود تلقین میکند و در طول روز یا شب آن را تکرار مینماید.باتداوم چنین عملی در روزهای بعد به تدریج این ویژگی در روح و روان او رسوخ میکند لازم به ذکر است که میان رسوخ و نفوذ این خصوصیت در روان آدمی،بستگی به میزان تداوم و انجام تلقین دارد.
نتیجه
از وظایف انسان در پیشگاه خداوند، انجام فرائض الهی به ویژه نماز است. نماز در میان همه اعمال عبادی جایگاه خاصی دارد و از آن به«ستون دین»تعبیر شده است.در برخی روایات آمده است که:«اگر نماز قبول شد،سایر اعمال نیز مقبول میشود و کلمات به قبل و نتایج حسنه آن ذکر مینمایند.پس از آنکه دل را برای ذکر خدا و قرآن شریف مهیا نمود، آیات توحید و اذکار شریفه توحید و تغذیه را با حضور قلب و حال طهارت، تلقین قلب کند.به این معنی که قلب راچون طفلی فرض کند که زبان ندارد و میخواهد او را به زبان آورد. چنانچه آنها یک کلمه را تکرار کند و به دهان طفل گذارد و تا او یاد گیرد همینطور کلمه توحید را با طمأنینه و حضور قلب،باید انسان تلقین قلب کند و به دل بخواند تا زبان قلب باز شود و اگر وقتی چون آخر شب یا بین الطلوعین،بعد از فریضه صبح برای این کار اختصاص دهد خیلی بهتر است(امام خمینی (ره)، چهل حدیث).
اگر نماز پذیرفته نشد سایر اعمال همه پذیرفته نخواهد شد. (لواسانی، سید علی، شکوفه های سخن، ص 49). شناخت دقیق وظیفه و چگونگی انجام آن،زمینه موفقیت آدمی را در این فراهم میکند و در پارهای از عبادات و اعمال،به لحاظ اهمیت والایی که برای برخی از آنها ذکر شده است،حق خاصی را متوجه انسان میکند و نماز از این جمله است.
منابع و مآخذ
1- قرآن کریم.
2- نهج البلاغه، فیض الاسلام.
3- طباطبائی، علامه سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج 2، دفتر انتشارات اسلامی، 1366.
4- محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمه، باب الصلاه، انتشارات فجر.
5- مایر، فردریک، تاریخ فلسفه تربیتی، ترجمه علی اصغر فیاض، جلد 1، سروش تهران، 1369.
6- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 15 و 16، ناشر دارالکتب الاسلامیه، 1381.
7- حسینی اصفهانی، سید مرتضی، اسلام و فاصله طبقاتی، انتشارات فرهنگ قرآن، 1380.
8- غفوری، علی، ترجمه رساله حقوق امام سجاد (ع).
9- فرید تنکابنی، مرتضی، راهنمای انسانیت، ترجمه موضوعی نهج الفصاحه.
10- دستغیب، آیت ا... شهید، گناهان کبیره، جلد 2.
11- دیلمی، حسین، هزار و یک نکته درباره نماز، نشر کتاب، 1369.
12- عزیزی، عباس، جامع آیات و احادیث نماز، ج 1، انتشارات نبوغ، 1375.
13- تفسیر موضوعی قرآن کریم، به قلم جمعی از نویسندگان، دفتر نشر معارف، 1385.
14- محمدی ریشهری، محمد، کیمیای محبت.
15- فصلنامه قرآنی کوثر، شماره 62، سال هفتم، زمستان 1386.
16- مجله رشد معلم تخصصی آموزش قرآن، دوره چهارم، شماره 2، زمستان 1385.
17- جمله تربیت، شماره 8، اردیبهشت 1380.


0